پر می کشم به جانب هم بغض هر شبم

آدم ها را حذف می کنی

خاطره هایشان را چی؟


پ.ن: آیینه ای که هیچ زمانش غبار نیست

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

افسانه هزار و یک شب می بافم

با گیسوانت


پ.ن: که چنان ز او شده ام بی سر و سامان که مپرس

همهمه

اعوجاج ها

چقدر شبیه صدای تو شده اند

این روزها


پ.ن: صدای تو رادوست دارم

جهان در صدای تو آبی است